اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

228

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

علامتها درازي مدت تب هفت ساعت باشد و بيشترين دوازده ساعت و كمترين چهار ساعت ، هرچه از دوازده ساعت بگذرد و چهارده ساعت شود يا بيشتر ، بدين اندازه ، از خالصه دور باشد . و اگر تدبير صواب باشد ، روز عدد نوبتهاى تب ، هفت بيش نباشد ، و باشد كه به چهار نوبت بگذرد ، و بسيار باشد كه به سبب لطافت ماده ، يك نوبت بيش ندارد و باقي ب " عرق " يا ب " اسهال " صفرا بگذرد . اما نبض عظيم و قوي مختلف باشد و قاروره سرخ و ناري ( آتشي ، داغ ) و رقيق و حرارت اين تب ، سوزان تر از ديگر تبها باشد ، و سرما كه در آغاز تب باشد ، نيك بلرزاند و زود ساكن شود . ( 1 / 262 ) و ببايد دانست كه سبب سرما كه در آغاز تبها پديد آيد ، حرارت تب است كه رطوبتي كه يابد ، بگذارد و بر همه عضله‌هاى تن ريزد ، تا سرماي آن رطوبت محسوس گردد . و سبب آنكه پيش از تب ، اگرچه رطوبت باشد ، سردي آن محسوس نباشد ، اينست كه آن رطوبت اندر تن ساكن باشد ، نه از حالي به حالي ميگردد و نه از جائي مىشود و اندر تن ساكن باشد ، اجزاي تن با اجزاي آن خو كرده بود . و بهر حال ، چيزى كه با يكديگر در يك جاي دير 15 بمانند ، ميان ايشان تشابهي پديد آيد ، پس هرگاه كه اين رطوبت از حالي به حالي شود و از جائي به جائي حركت كند هر جز وى از وى از قرارگاه خويش بجنبند ، مجاورت و خو كردگي همه اجزاي تن با اجزاي رطوبت بگردد ، و هر جز وى از تن ، سردي آن جزو كه به او خو كرده نباشد ، يافتن گيرد ، سرما محسوس گردد و لرزه پديد آيد . علاج آن ( 1 / 263 ) هر بامداد ، سكنگبين دهند ، سرد كرده ، يا شراب غوره ، يا شراب ريواج ، يا شراب آلو ، و روز نوبت حالي كه سرما و لرزه پديد آيد ، سكنگبين ، به آب گرم بدهند ، تا باشد كه " قي " افتد و ماده صفرا را براندازد . و اگر " قي " نكند ، به قوت تهوع و حركت آن حرارت غريزي لختي حركت كند و مايه تب را بگذارد ، و بدان سبب ، لرزه ، زود ساكن شود . و هرگاه كه تب گساريده شود ، اندكى كشكاب دهند و روز ديگر كه نوبت تب نباشد ، آب انار ترش و شيرين دهند با شحم آن كوفته و فشارده و شكر برافكنند ، تا هم حرارت را ساكن كند و هم به قوت شحم و شكر صفرا را دفع كند ، يا شراب آلو دهند ، يا شراب گل مكرر ( دو بار تقطير شده ) ، يا سكنگبين با آب ميوه ها آميخته و سرد كرده يا آب خرماى هندى و با اندكى خيار جنبر ، يا مقدار پانزده درم بنفشه پرورده اندر گلاب گداخته 16 و پالوده ، با مقداري دو درم بزرقطونا در آب آلو و شكر و مزوره از آب غوره يا آلو سياه يا خرماى هندى يا از كشته زردآلو ( زردآلوي خشك ) يا از كشك جو همه به شيره مغز بادام . و اگر با تب ، صداعي باشد و تا سه ، طبع را به حقنه نرم ، مجيب 17